گفت و گوی اختصاصی «جهان صنعت» با سفیر جمهوری آلمان در ایران

11.12.17

حجم همکاری‌های اقتصادی تهران - برلین امسال به 3 میلیارد یورو می‌رسد.

سفرای کشورها معمولا محافظه‌کاری خاصی دارند. آنها از یک‌سو باید روابط فی‌مابین کشورهای متبوع و مقصد را تنظیم کنند و از سوی دیگر ضرورت دارد که در مورد عملکرد خود به افکار عمومی پاسخ دهند، این پاسخ به افکار عمومی، ممکن است درباره هموطنان سفیر رخ دهد یا شهروندانی که در کشور مقصد ساکن هستند را در‌بر گیرد. از این‌رو گفت‌وگو با سفیر یک کشور خارجی سهل و ممتنع است چه آنکه براساس وظایف ذاتی سفرا معمولا دست رد به سینه خبرنگار نمی‌زنند ولی از آن‌سو، سفرا معمولا حرف‌های کلی و عمومی می‌زنند که برای جماعت خبرنگار چندان چنگی به دل نمی‌زند.

وقتی این سفیر، سفیر جمهوری آلمان باشد، البته ملاحظات بیشتر است و احتیاطی که جناب سفیر در رفتار و مصاحبه خود اعمال می‌کند، بالاخره در مصاحبه و کیفیت آن تاثیر می‌گذارد. رابطه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آلمان به ویژه پس از توافق هسته‌ای وارد فاز جدیدی شده و ابعاد و حجم آن گسترش یافته است. البته رابطه تهران- بن دارای قدمتی تاریخی است و به خاطر آنچه ارتباط نژادی میان ایرانیان و آلمانی‌‌ها خوانده می‌شود، این روابط به نوعی جنبه‌های عاطفی و علقه‌های فرهنگی نیز پیدا کرده است.

همین روابط کهن و موضوع‌های جاری در روابط تهران- بن انگیزه‌ای شد تا در گفت‌و‌گویی مکتوب با میکائیل کلور- برشتولد سفیر جمهوری آلمان در ایران، مسایلی که هم‌اکنون در روابط دو کشور وجود دارد را بررسی کنیم. در این مصاحبه ابتدا زمینه‌های روابط و توسعه روابط دو کشور مورد توجه قرار گرفته و سپس ابعاد مختلف روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دو کشور بررسی می‌شود. این گفت‌و‌گو با پرسش‌هایی در زمینه ظرفیت‌های توسعه روابط تهران- بن به پایان می‌رسد و مشروح آن از نظرتان می‌گذرد.

روابط دیپلماتیک دو کشور تاریخ کهن را پشت سر خود دارند. بیش از 100 سال پیش، امپراتوری آلمان در دربار ناصرالدین شاه، تالار سفرا را تاسیس کرد. روابط دیپلماتیک بین جمهوری فدرال آلمان و ایران در سال 1952 از سر گرفته شدند. روابط اقتصادی آلمان و ایران هم به طور سنتی تنگاتنگ و فشرده بوده است. گفته می‌شود که حدود 30 درصد از زیرساخت‌های صنعتی ایران از تولیدات آلمانی بهره می‌برند. اما آنچه مرا واقعا خوشحال می‌کند این است که علاقه به تبادل موضوعات فرهنگی در هر دو طرف بالاست و این امر بیشتر مربوط به روابط علمی دو‌جانبه است. نسل بزرگی از دانشمندان ایرانی در دانشگاه‌های آلمان آموزش دیده‌اند. امروزه‌ فارغ‌التحصیلان بسیاری از این دانشگاه‌ها برای پروژه‌های مشترک آلمان- ایران و همچنین تقویت همکاری‌های دانشگاهی کار می‌کنند.

پس از برجام همکاری اقتصادی ایران و آلمان رشد امیدوارکننده نداشته است. حجم مبادلات اقتصادی به زحمت به دو میلیون دلار می‌رسد و سهم ایران برای صادرات به آلمان، 10 درصد است. چرا رشد روابط تجاری تهران- برلین تا این حد کند بوده و سفارت آلمان در تهران برای تسریع این رشد چه اقدامی انجام داده است؟

این پیشرفت را مثبت می‌بینم‌ هرچند ممکن است کمی کندتر از آنچه برخی گمان می‌کردند پیش می‌رود. اجازه دهید اول به آمار و ارقام نگاهی بیندازیم: حجم تجارت بین ایران و آلمان در سال‌جاری به بیش از 3 میلیارد یورو خواهد رسید‌ که نرخ رشد سالانه 20 درصدی را از زمان انعقاد برجام نشان می‌دهد. درخصوص آنچه مربوط به حمایت سیاسی‌ است هم باید بگویم که از سال 2016 در کنار وزیر اقتصاد فدرال آلمان، تقریبا وزرای اقتصادی همه ایالت‌های آلمان با هیات‌های بزرگ اقتصادی به ایران سفر کرده‌اند. همه آنها می‌خواستند شخصا ببینند و متقاعد شوند که در چه زمینه‌هایی امکان از‌‌سر‌گیری روابط اقتصادی وجود دارد. البته نباید فراموش کنیم که شرکای تجاری اغلب اوقات باید اول همدیگر را پیدا کنند و بعد از آن است که می‌توانند پای میز مذاکره بنشینند و این امر گاهی چند سال به درازا می‌انجامد.

در سطح دیپلماتیک، سفارت آلمان در تهران نقش مهمی ایفا می‌کند‌ اما اتاق بازرگانی و صنایع آلمان و ایران در تهران هم برای شرکت‌های دو کشور شریک مهمی به حساب می‌آید.

سردی روابط بانکی اروپا با ایران و بی‌علاقگی در صدور سرمایه و تکنولوژی به ایران، انتقادهایی را علیه مقامات اروپایی و از جمله آلمان پدید آورده است. موضع آلمان در مقابل این انتقادها چیست؟

در حال حاضر برخی از بانک‌های ایران در آلمان فعالند و معاملاتی به ارزش میلیون‌ها یورو انجام می‌دهند‌ مانند بانک تجاری اروپایی- ایرانی در‌ هامبورگ. حتی برخی از موسسات مالی آلمان که به طور متمرکز در آلمان فعالیت می‌کنند‌ مانند اشپارکاسه‎ها و فولکس‌بانک‌ها، تبادلات موفقی با ایران دارند. اما بانک‌هایی هم هستند که ریسک دادوستد با ایران را نمی‌پذیرند. به چه خاطر؟ چگونه می‌توان شرایط را عوض کرد؟ به جای انتقاد، باید به این سوالات پرداخته شود. در این خصوص مسایلی در باب شفاف‌سازی، در باب استانداردهای جهانی به منظور پیشگیری از پولشویی و تامین مالی تروریسم، در باب طراحی وثیقه وام وجود دارد که باید به آنها رسیدگی شود.

آلمان نقش مهمی در به ثمر رسیدن برجام داشت. همچنین توافق هسته‌ای مورد قبول و پشتیبانی همه طرف‌های اروپایی است. در صورت افزایش تنش میان تهران و واشنگتن، موضع آلمان و اروپا در قبال تهران و واشنگتن چگونه خواهد بود؟

سران سه کشور اروپایی ‌فرانسه، انگلستان و آلمان‌ در بیانیه‌ای‌ مشترک در تاریخ 21 مهرماه از دولت و کنگره آمریکا خواستند پیش از برداشتن قدم‌هایی که می‌تواند باعث تضعیف برجام شود، پیامد تصمیمات‌شان را در ارتباط با امنیت آمریکا و متحدانش بررسی کنند. وزرای خارجه 28 کشور عضو اتحادیه اروپا نیز به اتفاق آرا در بیانیه‌ای از ایالات متحده خواسته‌اند به تعهدات خود در قبال برجام پایبند بماند. اروپا به صراحت حرف خود را به آمریکا زده است. اگر در خصوص امکان افزایش تنش میان ایران و آمریکا بپرسید به شما می‌گویم که از برجام انتظار می‌رفت‌ باب گفت‌وگوی سیاسی را بگشاید. به همین دلیل بهتر است به جای اینکه راجع به هم حرف بزنیم، با همدیگر حرف بزنیم.

در دوره آتی خانم مرکل برای تشکیل دولت باید با سوسیال‌دموکرات‌ها ائتلاف کند. آیا این ائتلاف دولت آلمان را با سختی مواجه می‌کند‌؟ آیا از قدرت دولت کاسته خواهد شد؟ در این صورت جایگاه آلمان در اروپا تنزل خواهد یافت؟

آلمان یکی از اعضای بنیانگذار اتحادیه اروپاست و در آینده هم برای ایجاد یک اتحادیه قوی از کشورهای عضو آن تلاش خواهد کرد. اخیرا روسای جمهور آلمان و فرانسه با یکدیگر ملاقات کردند تا موزه فرانکو- آلمان را که به شرح وقایع جنگ جهانی اول می‌پردازد افتتاح کنند. آنگاه با نگاه به تاریخ دردناک اروپا، سخن از تقویت ایده و تفکر اروپایی به میان آورند. این نشان از مسوولیت برای آینده اروپا دارد.

در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، آلمان پذیرا و درمان‌کننده مصدومان شیمیایی ایران بوده‌، بر این اساس ایرانی‌ها انتظار دارند که آلمان از حق داشتن سلاح‌های متعارف از سوی ایران حمایت کند. به ویژه در موضوع موشکی آیا آلمان از توسعه تجهیزات دفاعی ایران حمایت می‌کند؟ به طور عمومی موضع دولت آلمان در این باره چیست؟

تلاش می‌کنیم همه مسایل‌ و از جمله این مساله، در یک گفت‌وگو محترمانه به بحث گذاشته شود.

هم‌اکنون 250 هزار ایرانی در آلمان زندگی می‌کنند که افرادی مانند آقایان پروفسور سمیعی و نوید کرمانی از جمله شاخص‌ترین چهره‌های ایرانی- آلمانی هستند. آیا سفارت آلمان برای توسعه روابط دو ملت از شهروندان ایرانی- آلمانی استفاده خواهد کرد؟ چه تدابیری در این باره اندیشیده شده است؟

ممنون که این سوال را پرسیدید. تبادل فرهنگی بستر مهمی برای روابط همه اقوام است. دهم آبان‌ماه‌ نمایشگاه عکس «مکاشفه و تماشا- سه سفر به قلب جهان اسلام شیعی» را که توسط عکاس آلمانی ‌هانس گئورگ برگر در کاخ گلستان بر‌پا شده بود، افتتاح کردم. عکس‌های او درک عمیق و احترام‌آمیزی به جلسات الهیات شیعه در ایران و عراق دارد‌ و به ما ارزش احترام متقابل و روابط متقابل را در شرایط برابر یاد می‌دهد. هدف از بازنگری آثار شهید ثالث در سینماتک موزه هنرهای معاصر هم همین بود؛ فردی ایرانی که جامعه پس از جنگ آلمان را به گونه‎ای‌ متفاوت از آنچه تابه‌حال دیده‌اید، به تصویر می‌کشد و به بینش و نگرش مهمی از فرهنگ‌مان دست می‌یابد. مهم این است که ما در جای خود توقف نکنیم، پتانسیل فراوانی وجود دارد، خصوصا بین دو کشور و ملت ایران و آلمان. به ارتباط نزدیک و پرباری که گوته و حافظ برای دو طرف ایجاد کردند، نگاه کنید.

چشم‌انداز روابط ایران و آلمان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای تقویت روابط‌مان در همه زمینه‌ها در تلاشیم، چه در حوزه سیاست خارجی، چه روابط اقتصادی، روابط میان مردم، روابط فرهنگی، آموزشی و علمی.